جمعه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۰

ترجمه گزارش ویژه روزنامه گاردین/ قاسم سلیمانی ، سردار ایرانی که پشت پرده اداره کشور عراق است.

داستانی است از زمانی که مدیر کنونی سیا ، دیوید پتریوس علاقه دارد آنرا بازگو کند، این داستان درباره زمانی است که او یک ژنرال چهارستاره در عراق بود.
اوایل سال 2008 ، زمانی که مجادله بین گروه شبه نظامی شیعه از یک طرف و ارتش آمریکا و عراق از طرف دیگر شعله ور بود، به پتریوس یک تلفن داده شد که در آن یک اس ام اس از سردار ایرانی بود ، آن سردار ایرانی از آن به بعد تبدیل به الهه انتقام شد.
این مسیج از فرمانده سپاه قدس ، قاسم سلیمانی آمده بود، و توسط یکی از رهبران عراقی منتقل شد بوده، در آن پیغام نوشته شده بود:
"ژنرال پتریوس ، شما باید مرا بشناسی ، من قاسم سلیمانی هستم، کسی که سیاست های ایران را در عراق ، لبنان، غزه، و افغانستان کنترل می کند و وصد البته سفیر ایران در بغداد نیز عضو سپاه قدس است و کسی که جایگزین او می شود نیز عضو سپاه قدس است. "
پترویس بشدت نیاز داشت که به او گوشتزد شود، بسیاری از نظامیان آمریکا که با عراقی های شیغه کار می کنند، توسط قاسم سلیمانی و افراد وابسته به سپاه قدس به تحلیل برده می شوند، آنچنان که تلاش های دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط خاورمیانه به تحلیل برده می شود، خصوصا در لبنان.
پتریوس سال گذشته به (تینک تنک) ارگان تحقیقاتی مربوط به جنگ گفت که مشکلی که سیلمانی برای او درست کرده بوده است، چه بوده است. او گفته :" این کار دیپلماتیک را برای شما مشکل می کند ، چرا که به شیوه سنتی دیپلماتیک نمی توانید با آن کشور معامله کنید ، شما با وزیرامور خارجه ای طرف هستید که در این حالت، او وزیر نیست، بلکه یک نماینده است!"

از زمانی که پتریوس به بالاترین سمت جاسوسی آمریکا رسیده است، حتما آمادگی بازی بوکس در سایه را دارد. قدرت و وجه قاسم سلیمانی به عنوان کسی که قدرتمندترین بازیگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته کاهش نیافته است و در برخی از مولفه ها ، افزایش نیز یافته است. اکنون سوریه نیز تحت تاثیر دایر عملکرد سلیمانی است. قدرت ارتباط های سیلمانی طی هفته ها مصاحبه با مقامات عراقی مشخص شده است، برخی از مقامات عراقی او را ستایش می کنند و برخی دیگر از او می ترسند، آنقدری از او می ترسند که از هیچ کس دیگری نمی ترسند.
وزیر اطلاعات و امنیت عراق ، شروان ال ویلی کسی است که سلیمانی را خوب می شناسد. لحن مذاکره قبلی بین او و گاردین ، در سال گذشته زمانی که اسم سلیمانی در جلسه ذکر شد، به کلی عوض شد.
وزیر امنیت سابق ،  ، به عنوان متحد ایران شناخته می شود، همانقدی که سکولارها و سنی ها در پارلمان  او را شخصی می دانند که آماده معامله است. او در مصاحبه یاد شده با روزنامه گاردین ،  منکر نقش ایران در قدرت در عراق شد، آنگاه که او با این سوال روبرو شد ، سوالی که مقامات عراقی مدتها این سوال را ندیده می گرفتند:
آخرین باری که قاسم سلیمانی به منطقه خضرا (شهرک سبز) در بغداد آمده است کی بوده است؟!
وزیر یاد شده ، ال ویلی ، دستش را به آرامی بلند کرده بود و گفته بود : منظور شما آقای (سید) قاسم سلیمانی است ؟ عنوانی که برای افراد خیلی محترم در عربی به کار برده می شود! او از پاسخ مشخص اجتناب کرده بود.
در بغداد ، هیچ اسم دیگری به اندازه اسم سلمیانی واکنش هایی ملی گرایانه از جنس ناخرسندی و ترس به همراه نمی اورد.
موافق الربیعی ، مشاور سابق امنیت ملی عراق ، درباره سلیمانی می گوید: "بی شک قدرتمندترین فرد عراق است، هیچ کاری بدون نظر او انجام نمی شود."

تا کنون کمتر فرد عراقی جرات کرده است که در باره نقش قاسم سلیمانی به صورت بی پرده صخبت کند و از این بگوید که نقش او در عراق چیست  و او چگونه عراق را اداره می کند.
یک مقام بلند پایه رسمی دولت آمریکا می گوید: " سیاستمداران عراق بسیار گرفتار مسایل بعد از جنگ هستند، سلیمانی نیز به شکلی به آنها دیکته می کند که مقامات عراقی در موقعیتی قرار خواهند گرفت که هیچ ورودی دیگری ندارند. "
کار سلیمانی برای ریاست کشور عراق ،  ریشه از انقلاب سال 1979 ایران دارد، که کشور ایران را به یک کشور شیعه تبدیل کرد. او ذره ذره در میان نیروهای نظامی ایران پیشرفت کرد تا اینکه در سال 2002 و چند ماه قبل از اینکه آمریکا عراق را اشغال کند، او به سمت سپاه قدس منصوب شد.
سپاه قدس هیچ ارگان مشابهی در ایران ندارد، اولین وظیفه آن حفاظت از انقلاب است، همچنین صدور انقلاب به دیگر کشورها ی اسلامی.
جوامع شیعه نشان داده اند که بسیار مستعد انقلاب هستند و به راحتی از سپاه قدس حرف شنوی خواهند داشت. البته سپاه قدس متحدان سنی نیز دارد، مانند حماس در غزه .
اما عراق منطقه اصلی و حساس مدیریت سلیمانی است. در هشت سال گذشته ما شاهد جنگ بین متحدین و نمایندگاه سپاه قدس با ارتش آمریکا بوده ایم که نتیجه آن را اکنون می بینم، چرا که ارتش آمریکا در حال ترک عراق است و رهبران عراق عمیقا به این می اندیشتند که از ارتش آمریکا بخواهند باز در عراق باقی بمانند.
قلب سرزمین عربی:
یکی از معاونین نخست وزیر عراق ، آقای مطلق ، می گوید : "سلیمانی قدرتش را مستقیما از سید علی خامنه ای می گیرد، او همه را دور می زند، حتی احمدی نژاد را. در اسلام گفته می شود هیچگاه نسبت به پدر و مادر خود بی احترامی نکنید، اما شیعه ها این را به این ترجمه می کنند که همه باید به آنها احترام بگذارند. تمام مقامات مهم عراقی به دیدار سلیمانی می روند، و او را به شکل یک فرشته می بینند."
یکی از نمایندگان مجلس عراق که از دستیاران ارشد نوری المالکی است ، و سلیمانی را به طور مرتب در ایران می بیند، درباره سلیمانی می گوید: " او فقط یکبار در این هشت ساله به عراق آمده است، او فردی است که آرام سخن می گوید و منطقی و بسیار مودب است، وقتی با او حرف می زنید، بسیار ساده برخورد می کند. تا زمانی که پشتوانه او را نشانسید، نمی دانید چه قدرتی دارد ، هیچ کسی نمی تواند با او بجنگد.
سلمیانی اصلا یک مرد جنگی به نظر نمی رسد ، با موهای جوگندمی ، لاغر و با لبخندی ملیح! کسانی که او را در سال 2006 و هنگام مسافرتش به بغداد به صورت مخفیانه دیده اند، می گویند او بدون هیچ محافظی تنها به همراه دو نفری که او را دعوت کرده بودند، به همه جا می رفته است. آمریکایی ها تا زمانی که او به ایران باز می گردد ، از حضور او در عراق خبر دار نمی شوند.
یکی از مقامات بلند پایه رسمی آمرکیا می گوید :"او مانند قیصر سوزو است، (اشاره به فیلمی که شخصیت اصلیش همه را به وحشت می انداخت. ) او همه جا هست و هیچ جا نیست.
نماینده شیعه و رده بالای مجلس عراق می گوید : او موفق شده است که  با تمام گروه های شیعه عراقی در همه سطوح رابطه برقرار کند. در نشست سال گذشته دمشق که بر اساس آن نشست ، دولت کنونی عراق شکل گرفت، او در میان رهبران  ترکیه و سوریه و عراق و حزب الله حضور داشت و همه را مجبور کرد که نظرشان را عوض کنند و نوری المالکی را برای بار دوم به رهبری عراق برگزینند. "
در طی پنج سال گذشته که مالکی در عراق بر سر کار بوده است، همه نفرات اصلی توسط سلیمانی معرفی شده اند ، حتی رییس جمهور عراق ، جلال طالبانی او را به صورت مرتب در مرز ایران ملاقات می کند.
تنش ها و تظاهرات سوریه بعد جدیدی را به وجود آورده است. بر اساس منابع متعدد سپاه قدس در سرکوب تظاهرات در سوریه نقش اساسی داشته است.
دولت آمریکا تحریم شخصی بر سلیمانی و دو سردار دیگر ایرانی که در این سرکوب ها نقش داشته اند، اعمال کرده است. این سرکوب ها تا کنون 1600 غیر نظامی را کشته شده است.
تهران بشدت بر روی ادامه حیات دولت بشار اسد سرمایه گذاری می کند، چرا که قبیله او ، الویتی ، ارتباط عمیقی با شیعه ها دارد. سقوط دولت اسد ضربه کاری به ایران و سلیمانی است. به نظر می رسد سوریه تنها قسمتی است که سلمیانی علاقه دارد دیپلماسی را به روش های خشونت آمیر درهم آمیزد.
به هر حال سپاه قدس کارش را در عراق ادماه می دهد ، دو سرباز آمریکایی که در ماه جون کشته شده است، (که بیش از کشته شده ها در دو سال گذشته است) توسط گروه حزب الله کتیبه به قتل رسیده اند که مستقیما زیر نظر سلیمانی کار می کنند.
حسین کمال، مدیر امنیت وزارت کشور عراق می گوید که به صورت مشخص سپاه قدس مسول این قتل ها است.
به صورت نظام یافته ای صدور اسلحه از ایران به عراق در این هشت ساله در جریان بوده است، و البته دولت ایران می گوید در این میان نقشی نداشته است، اما وقتی که اسلجه از مرز وارد کشور می شود، مشخص است که دولت مسول است. این اسلحه ها ، اسلحه های باقدرت تخریب بالا هستند و دولت ایران نمی تواند مسولیت آنرا منکر شود .
یکی از نمایندگان شیعه مجلس عراق می گوید از سلیمانی پرسیده است چرا سپاه قدس به قاچاق اسلحه به عراق ادامه می دهد ؟ بسیاری از این اسلحه ها به شهرک سبز وارد می شود و جان مالکی را به خطر می اندازند. این نماینده می گوید سلمیانی در جواب لبخند زده و گفته من اسلحه به عراق قاچاق نمی کنم و نمی دانم این اسلحه ها از کجا می آیند.
کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، خصوصا سنی ها ، او را فردی باهوش و کلاش  و اخاذ می دانند.
بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلمیانی کرده اند ، می گویند مایل هستند او را ببیند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده اند.
یکی از مقامات بلند پایه ارتش آمریکا در اینباره می گوید:
من خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می خواهد ؟
سفیر آمریکا در عراق می گوید شبکه ایران مسول کشته شدن بیش از 1100 آمریکایی در عراق و مجروح شدن بسیاری از امریکایی ها در عراق هستند.
هر چند آمریکا نیز چند نفر از نزدیکان سلمیانی را کشته است. در ماه مارچ 2007 ، انگلیسی ها یکی از مقامات ارشد حزب الله را به نام علی موسی دقوق دستگیر کردند. کسی که متهم به کشتن هفت نفر در کربلا شده است. در همان سال در منطقه کرد نشین شمال عراق نیز دو نفر از رهبران ارتش سپاه قدس بازداشت شده اند.
آمریکا و برخی کشورهای سنی همسایه عراق معتقدند که استراتژی ایران در عراق در شرایط کنونی که از شدت درگیری ها کاسته شده است، این است که عراق را در حالتی از بی نظمی و هرج و مرج دائمی اما قابل کنترل نگاه دارند


یکی از مقامات دولت لبنان می گوید: "آنها کشور عراق را در حالت نیمه جوش نگه  می دارند و شعله را به دلخواه کم و زیاد می کنند. "
سخنگوی ارتش آمریکا در عراق با این سخن موافق است و می گوید :"استراتژی ایرانی ها این است که عراق به شکل ایزوله از دیگر همسایه ها و آمریکا نگه دارند، آنها عراق را به شکلی کشوری وابسته به ایران می خواهند. آنها می خواهند عراق نقش یک کشور ضعیف و وابسته را بازی کند."
محمود اوتمن، نماینده مجلس عراق می گوید :" تنها قانون گذاران عراقی می توانند این رابطه صاحب-برده را تغییر دهند ، این وظیفه قانونگذاران کرد است.قاسم سلیمانی مرد مهمی است برای هر تصمیمی که در عراق گرفته می شود. این شرم آور است که چنین مردمی ، چنین نقش مهمی را در این کشور بازی کند. باید که رابطه ای عادلانه و برابر بین دو کشور حاکم باشد."
لینک این مطلب در بالاترین---------آزادگی



o       نوشته  های پیشین این وبلاگ: 



اصل مطلب به انگلیسی نیز در زیر اورده شده است.
There's a story that the new CIA director, David Petraeus, likes to tell which harks back to his days as a four-star general in Iraq.
Early in 2008, during a series of battles between the US and Iraqi army on one side and the Shia militias on the other, Petraeus was handed a phone with a text message from the Iranian general who had by then become his nemesis.
The message came from the head of Iran's elite al-Quds Force, Qassem Suleimani, and was conveyed by a senior Iraqi leader. It read: "General Petraeus, you should know that I, Qassem Suleimani, control the policy for Iran with respect to Iraq, Lebanon, Gaza, and Afghanistan. And indeed, the ambassador in Baghdad is a Quds Force member. The individual who's going to replace him is a Quds Force member."
Petraeus hardly needed to be told. Much of the US military's work with Iraq's Shia Muslims had been undermined by Suleimani and the client militias of the Iranian general's al-Quds force. So too had US government diplomatic efforts elsewhere in the Middle East, especially in Lebanon.
Petraeus last year told a thinktank, the Institute for the Study of War, about the problem Suleimani created for him: "Now, that makes diplomacy difficult if you think that you're going to do the traditional means of diplomacy by dealing with another country's ministry of foreign affairs because in this case, it is not the ministry. It is a security apparatus."
As he prepared for the job of the US's most senior spy, Petraeus would surely have been preparing for further shadow boxing. Suleimani's reputation as the most formidable operator in the region has not diminished in the past three years. By some measures it has actually increased: Syria now also comes within Suleimani's sphere of influence.
The strength of the ties between Suleimani and Iraqi legislators has been revealed during weeks of interviews with key officials, including those who admire him and those who fear the man like no other.
Iraq's former state security minister, Sharwan al-Waeli is one who knows Suleimani well. A formal conversation between the Guardian and al-Waeli last year took on a very different tone as soon as Suleimani's name was mentioned.
The Shia legislator was a known ally of Iran, so much so that he was seen by secularists and Sunnis in parliament as someone prepared to do Iran's bidding. He denied Iran played a pervasive role in Iraq until he was interrupted with a question that Iraqi officials have long prefered to ignore: when was the last time Qassem Suleimani came to the Green Zone, the fortified government district in the heart of Baghdad?
Al-Waeli's left hand trembled slightly and his brow furrowed. "You mean Sayed Qassem Suleimani," he said, giving Suleimani an Arabic honorific reserved for the most esteemed of men. He refused to elaborate.
In Baghdad, no other name invokes the same sort of reaction among the nation's power base – discomfort, uncertainty and fear.
"He is the most powerful man in Iraq without question," Iraq's former national security minister, Mowaffak al-Rubaie, said recently. "Nothing gets done without him."
Until now, however, few Iraqis have dared to talk openly about the enigmatic Iranian general, what role he plays in Iraq and how he shapes key agendas like no one else.
"They are too busy dealing with the aftermath," said a senior US official. "He dictates terms then makes things happen and the Iraqis are left managing a situation that they had no input into."
Suleimani's journey to supremacy in Iraq is rooted in the Islamic revolution of 1979, which ousted the Shah and recast Iran as a fundamentalist Shia Islamic state. He rose steadily through the ranks of the Iranian military until 2002 when, months before the US invasion of Iraq, he was appointed to command the most elite unit of the Iranian military – the al-Quds force of the Revolutionary Guards Corp.
The al-Quds force has no equal in Iran. Its stated primary task is to protect the revolution. However, its mandate has also been interpreted as exporting the revolution's goals to other parts of the Islamic world.
Shia communities throughout the region have proved fertile grounds for revolutionary messages and have formed deep and abiding partnerships with the al-Quds force. So too have several Sunni groups opposed toIsrael – first among them Hamas in Gaza.
But Iraq has been Suleimani's key arena. The last eight years have witnessed a proxy war between Suleimani's Quds force and the US military, the full effects of which are still being played out, as the US prepares for a full departure from Iraq and Iraq's leaders ponder over whether to ask them to stay.
Arabian heartland
At stake is no less than who gets to shape the destiny of the heartland of Arabia. "His power comes straight from (the country's lead cleric Ayatollah) Khamenei," said one of Iraq's three deputy prime ministers, Saleh al-Mutlaq, a secular Sunni. "It bypasses everyone else, including Ahmadinejad.
"There is a saying in Islam that you should never get angry with your father or mother. The [Shia] interpret that as meaning what (Khamanei, via Suleimani) says has to be respected by every [Shia] inside, or outside Iran.
"All of the important people in Iraq go to see him," said Mutlaq. "People are mesmerised by him – they see him like an angel."
A second MP – a senior member of Prime Minister Nour al-Maliki's inner circle who regularly meets Suleimani in Iran – said the general has only travelled once to Iraq in the past eight years. He described him as "softly spoken and reasonable, very polite". "He is simple when you talk to him. You would not know how powerful he is without knowing his background. His power is absolute and no one can challenge this."
Silver-haired, slight and with a perennial serene smile, Suleimani comes across as the most unlikely of warlords. Those who met him during the one time he traveled to Baghdad at the height of the 2006 sectarian conflict say he walked around the compounds of his two key hosts without bodyguards. The Americans did not know he had been in the capital until he was back in Iran and were deeply unhappy to learn that their arch enemy had been among them.
"He is indeed like Keyser Söze," said a senior US official this week – in reference to the legendary villain in the The Usual Suspects, whose ruthlessness and influence terrified everyone. "Nobody knew who he was and this guy's the same. He is everywhere, but nowhere."
The senior Shia MP added: "He has managed to form links with every single Shia group, on every level. Last year, in the meeting in Damascus that formed the current Iraqi government, he was present at the meeting along with leaders from Syria, Turkey, Iran and Hezbollah. "He forced them all to change their mind and anoint Maliki as leader for a second term."
Over the five years that Maliki has been in power in Iraq, all his key advisers have been granted court in Iran by Suleimani. Iraq's president, a Kurd – Jalal Talabani, has also regularly met the general, sometimes along the border separating both countries.
The Syrian uprising has added a new dimension. The al-Quds Force has been involved in suppressing the Syrian uprising, according to multiple sources inside and outside the country.
The US has slapped personal sanctions on Suleimani and two other generals in the Iranian security forces who it accuses of helping orchestrate the crackdown that is believed to have killed more than 1,600 civilians."
Tehran has heavily invested in the survival of embattled Syrian president Bashar al-Assad, whose ruling Allawite clan has links to Shia Islam. Assad's fall would be a serious strategic setback for Iran and Suleimani. It is perhaps the only part of the region where the general's preferred mix of strategic diplomacy with aggressive operations is being strongly tested.
In the meantime, the work of the al-Quds force continues in Iraq. All but two of the US troops killed in June – the highest number in more than two years, were killed by client militias directly under Suleimani's control, the Keta'ib Hezbollah and the Promised Day Brigades.
"It is clear that the al-Quds force is responsible," said the director general of the intelligence division in Iraq's interior ministry, Hussein Kamal. "There has been a systematic flow of weapons into Iraq for the past eight years. Of course they try to say it is not state-sponsored. But when weapons are flowing from the borders of a sovereign state, it is very clear where the blame lies.
"They are destructive weapons and they cannot deny the responsibility for them."
Another Shia MP said he had personally asked Suleimani why his al-Quds force continued to smuggle weapons, many of which are taken into the Green Zone, where he and most of Maliki's inner circle live. "He just smiled and said it is nothing to do with me," the MP said. "He said he had no idea where the weapons were coming from."
Suleimani has been variously described by those who dislike him – Iraq's Sunnis, and those who have spent years trying to get his measure – as a "talented extortionist" and a highly skilled wheeler-dealer.
US officials who have spent years trying to disrupt the work of his loyalists say they would like to meet him, while at the same time being puzzled as to his objectives.
"I would simply ask him what he wants from us," said a senior US military official. In addition to the soldiers killed this year, the US ambassador in Baghdad, James Jeffrey, said last summer that Iranian proxies accounted for roughly a quarter of US combat casualties in Iraq – around 1,100 deaths and many thousands more injuries.
Despite this, the US has landed few public blows on Suleimani's close circle.
In March 2007, the British SAS captured a senior Hezbollah official, Ali Moussa Daqduq, who had allegedly planned an operation that killed seven soldiers in Karbala. The same year, US troops also captured two men in the Kurdish north who they believed were al-Quds leaders. Apart from that, the trophy cabinet remains bare – at least publicly. More troubling than the apparent dearth of tactical victories is how the rest of the year will play out.
The US – and some key neighbouring Sunni states – believe Iran's strategy in Iraq as the conflict winds down is to keep the country in a permanent but manageable state of chaos.
"They keep it on simmer and turn it up and down when they want to," said one Lebanese official in Beirut.
The senior US military spokesman in Iraq, Major General Jeffrey Buchanan agreed. "Their overall strategy has been to keep [Iraq] isolated from the rest of its neighbours and from the US, because that makes it likely that it will depend on Iran. They want Iraq to play a subordinate, weak role."
Only Iraq's lawmakers can stop the master-client relationship from becoming entrenched here. It's a task that Kurdish legislator in the national parliament, Mahmoud Othman, fears may prove to be beyond his colleagues.
"Qassem Suleimani is the key man to every decision taken in Iraq," he said.
"It is a shame to have such a man playing such a role in this country. There should be a relationship between equals like normal relations with normal states."

‏۳ نظر:

  1. ریدی با این ترجمه. پر از غلط ترجمه ای ، انشایی و املایی!!

    پاسخحذف
  2. Gomnamiane mozdoor, mohem nist ke nazare mano montasher koni ya nakoni, mohem ine ke bedooni, cheghadr az kesafatayi mesle tou motanaferam! Mojahedin, poshtibanie maali daran, az bayne mellate khodeshoon, va amsaale man, millionha hastand, ta cheshmet dar aad.

    پاسخحذف
  3. Nashenase balai mige ke milionha havadare mojahedin hastand va komake mali mikonand , baba to dige cjhegahadr khari ? Cheshmeto baz kon .Age yek tarafdare monafeghin dar Iran peyda kardi , manham be shma yek gheroon komake mali mikonam. Akhe adam ta key mitoone cheshm hasho bebande? In sazman che joori tooneste shoma ha ro kor va kar va khar kone ? In vaghean khodesh yek honare.

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.